برای عاشق شدن هیچوقت دیر نیست
از درون آشفته بودم تا تو را دیدم وقتی با نگاهت مهر را تقدیم من کردی مرغ دل پرواز را سر داد آن همه آشفتگی را از درون پر داد هفت دریا را نسیمانه از سر شوق تو پیمودم تا که مهرت از ستیغ دل هویدا شد من نیاسودم مهر با انوار زرینش با گرمای دیرینش با جادوی افسونکار سنگینش چشمهایم را به سحر عشق مفتون کرد عقل و منطق را به یغما برد لیلی را خمار خواب مجنون کرد......................... از درون آشفته بودم تا تو را دیدم!!! بچه ها سلام. من بنیانگذار اصلی وبلاگم....سولماز! حمیدرضا و مستانه فعلا اینجا رو سپردن به من.....امیدوارم از مطالب من هم خوشتون بیاد١ فعلا بای بای تا پست بعدی....راستی منم میخوام از عشقم براتون بگم...ماردین من دوباره برگشته... خداجون عاشقتمممممممممممممممممممم سلام به همه ی دوستان عزیز.... اول باید بگم من حمیدرضا هستم.همسر مستانه! این وبلاگ رو اون اولا که خیلی بچه بودیم من واسه مستانه درست کردم.اونموقع فقط دوستش داشتم ولی الآن ..............! عاشقشم بدجور! از بچگی با هم بزرگ شدیم...همبازیم مستانه بود.تا چند سال که گذشت و شد یه دختر ٢٠ ساله که هر روز سر راه می دیدمش! ولی چیزی به روم نمی اوردم.تا اینکه یه روز دلو زدم به دریا تو خیابون بهش گفتم دوستش دارم و عسل من شد رنگ لبو!!! فقط جواب smsهامو میداد . چون فامیل دور بودیم گفت هیچوقت بهش زنگ نزنم. یه شب وقتی sms دادم بر خلاف همیشه بلافاصله گوشیم زنگ خورد و منم فکر کردم خودشه اما پدرش بود! هفته ی بعد رفتم خواستگاریش و الآن بعد 2 سال دوندگی دارم میبینم پیش همه ی محبت هاش دارم کم میارم. از همینجا میگم مستانه جونم...خانوم گلم! عزیزم لبخند که میزنی دنیا برام شیرین میشه و چشمکهات برام امید زندگیه! خیلی بلد نیستم حرف بزنم ولی از همینجا میگم: خیلیییییییییی دوست دارم گلکم. خدا همیشه واسه من و خونواده هامون نگهت داره ! خانومم ممنونم که دوستم داری و اینقدر به فکرم هستی!بابت پیشنهاد امشب کلی ازت ممنونم! حاصل جمع ضربان قلبم را کمتر از یک طپش دلت دوست دارم. عزیزم تولدت مبارک! انشاءا... 120 سال عمر با عزت داشته باشی جیگرم.. فکر کنم الآن وقتشه که بدونی : خیلی برامون عزیزی.از وقتی رفتی تو اتاق عمل تا به امروز هیچکس تا این حد خوشحال نبود. نه مامانت نه بابات! و نه من که با اون زبون شیرینت بهم میگی خاله!همیشه پیشمون بمون.قول بده عزیز دلم...قول بده همیشه مقاوم باشی.! الهی قربون صورت ماهت برم.! p.s: این یادداشت واسه تولد پسرخاله ی 6 ساله ی منه که بلده به مامانش دستور بده : برو تو وب خاله مستانه! اگر نری میگم گوشاتو بکشه! 2 سال پیشدرست تو همین روز یعنی روز تولدش رفت اتاق عمل و 28 روز تمام تو بیمارستان بود و با سرم تغذیه میشد.ولی امروز دکترش تمام داروهاشو قطع کرده. خدایا شکرت!!! برای سلامتی همه ی مریضا دعا کنین. سلاااام... این چند وقت سرم خیلی فجیع شلوغ بود!!! باورتون نمیشه ولی حالا میگم کی دست از سر من ورمیدارن! بابا گفتم خالم عقد میکنه میره..... رفت ولی هر روز ٢ تایی میان خراب میشن سر ما.! هی میگم خب بسه!فردا نیاین.بذارین دلم تنگ بشه بعد ............... ولی کو گوش شنوا..؟؟؟؟؟ راستی من قسمت نظر هام مشکل پیدا کرده . شما که نظر میذارین من تا نرم تو خود پرشین بلاگ نمی تونم ببینم نظرهاتونو..........یکی بگه چرا؟! خب من بازم میام... فدای همتون که اینقدر گل و با معرفتین! سلام به همه......... میخوام براتون روزشماری یه رفتن رو بنویسم...یه رفتن که خوبه ولی منو تنهاتر میکنه! آره... اونایی که منو میشناسن میدونن من یه خاله دارم که حکم خواهر برام داره. ولی حالا میخواد بره...بره و زندگیش رو مستقل شروع کنه! براش ارزوی خوشبختی میکنم ولی باور کنین خیلی سخته ! هروقت فکر میکنم که روز عقدش داره میرسه و قسم داده که باید همه جا باهاش باشم گریم میگیره! چطور میتونم بگم گل من ازم ناراحت نباش اگر این روزها میبینی جواب اس ام اس هاتو نمیدم یا به بهونه ای وقتی میزنگی با همدیگه بریم خرید واسه عقدت و دیر جواب حرفاتو میدم.....چطور میتونم بگم گلم...اون موقع بغض مثل مار می پیچه تو گلوم و کم میمونه خفه بشم! هنوز اون مقتی یادم می افته که با همدیگه دعوا میکردیم! یادته نرگسی من وقتی زمستون رعد و برق میزد میومدم تو تخت تو میخوابیدم بغلت! بازم میگم براتون که چقدر داره از من دور میشه و منو با اونهمه خاطره تنها میذاره.. یار من آن است که لطف خداوند یار اوست بیداد داد یا رد و قبول اختیار اوست برایت خواهم گفت ، اما میدانم که می دانی. ریشه های جستجوگر تمام سبزینه های زمین در اعماق تمام خاکهای زمین ، طلب داشته باشی. تا زلال آب رحمت را ، به اندازه تر کردن لبی شاید ، بیابی. در این کره تنها ودر میان این کهکشان پیر ، اگر به اندازه تر کردن لبی از آن آب رحمت الهی را که از ازل به نام تو قرعه زده بودند و تو هم ،با چونان طلبی ، آن راجستجو کردی و یافتی ، به کوی عشق راه یافته ای. بدان که محبوب تو ، و محبوب تمام عالم ، آنجاست . و آن گاه تو از این زمین سخت آلوده ، و این زمینیان آلوده تر ، رها خواهی شد. دیگر از سرشت زمینی خود ، رها خواهی شد اگر بتوانی ، خدا را در آغوش بگیری. آن گاه ، تمام همسفران زمینیت را که اهل صفا دیدی ، فراموش نکن. راستی یادت نرود که گوشه چشمی هم به این خاک حقیر داشته باشی در آنروز . آن لحظه مرا فراموش مکن آمین امضا’: خاک ( یار قطره ی شبنم ) 

![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
که این زمین ، سخت کثیف و ناپاک است.
پس در جستجوی پاکی ها
باید ، به اندازه تمام ، ![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


